کد خبر : ۷۰۷۰۶۸
۰۶:۱۷

۱۴۰۵/۰۲/۰۵

روایتی از اشک و لبخند در رواق کودک|میزبانی حرم رضوی از کودکان خانواده شهدای میناب

روایتی از اشک و لبخند در رواق کودک|میزبانی حرم رضوی از کودکان خانواده شهدای میناب
گاهی حرم امام رضا(ع) فقط محل زیارت نیست، جایی است که دل‌های داغدار، آرام می‌گیرند و لبخند کودکان با یاد شهدا درهم می‌آمیزد. در یکی از همین روزهای دهه کرامت، رواق کودک حرم مطهر رضوی میزبان کودکانی بود که نام خانواده‌هایشان با واژه‌ای سنگین و مقدس گره خورده است؛ «شهید».

به گزارش آستان نیوز، در جریان سفر خانواده‌های شهدای میناب به دعوت آستان قدس رضوی به مشهد مقدس، جمعی از کودکان این خانواده‌ها میهمان رواق کودک حرم رضوی شدند؛ فضایی که برای لحظاتی تلاش کرد غم‌های سنگین را با بازی، شادی و مهربانی کودکانه همراه کند.

در این برنامه، ۳۵ نفر از کودکان خانواده‌های شهدا در رواق کودک حضور یافتند و با استقبال خادمان و مربیان این مجموعه روبه‌رو شدند. برنامه‌های متنوعی برای این کودکان تدارک دیده شده بود تا ساعاتی شاد و خاطره‌انگیز را در جوار بارگاه امام مهربانی‌ها تجربه کنند.

بخش‌های مختلف رواق کودک برای میهمانان کوچک فعال شد، از سینمای کودک گرفته تا نمایش عروسکی و بخش‌های متنوع بازی. کودکان با توجه به جنسیت و گروه‌های سنی تفکیک شدند و برای هر گروه بازی‌ها و فعالیت‌های مناسب در نظر گرفته شد. در مجموع هشت بازی مختلف برای آنها طراحی شده بود تا هر کودک بتواند متناسب با سن خود در فضایی شاد و ایمن سرگرم شود.

در کنار این برنامه‌ها، اجرای جشن شاد دهه کرامت نیز بخشی از حال‌وهوای این میزبانی بود؛ جشنی که با برنامه‌های شاد، اجرای عروسکی و فضای صمیمی مربیان، تلاش داشت لبخند را بر لبان کودکانی بنشاند که خانواده‌هایشان داغ بزرگی را در دل دارند.

اما در میان تمام لحظات شاد این برنامه، صحنه‌هایی شکل گرفت که فضای رواق را برای لحظاتی متفاوت و عاطفی کرد، لحظاتی که نشان می‌داد یاد شهدا حتی در شادترین جمع‌های کودکانه نیز زنده است.

محسنی، از مربیان رواق کودک، درباره حال و هوای آن روز می‌گوید: وقتی برای استقبال از این کودکان به درب نواب رفتم، ابتدا پدر و مادر‌های جوانی را دیدم که همراه بچه‌ها آمده بودند. در نگاه اول تصور کردم شاید از بستگان یا همراهان زائران باشند؛ اما وقتی جلوتر رفتم دیدم هر کدام از آنها تابلویی از تصویر فرزند شهیدشان را در آغوش گرفته‌اند.

او ادامه می‌دهد: وقتی به چهره‌های روی تابلو‌ها نگاه کردم، دیدم بسیاری از این شهدا چقدر شبیه پدر و مادرهایشان هستند. همان نگاه، همان چهره‌ها. آن لحظه ناخودآگاه با خودم فکر کردم ما که دور از دغدغه جنگ زندگی می‌کنیم، شاید هیچ‌وقت عمق داغی را که در دل این مادران و پدران جوان هست، درک نکنیم.

اما تأثیرگذارترین لحظات زمانی رقم خورد که کودکان وارد رواق کودک شدند و نگاهشان به تصاویر شهدا افتاد.

محسنی می‌گوید: در رواق کودک تصاویری از شهدا نصب کرده بودیم. بعضی از بچه‌ها وقتی از کنار تابلو‌ها عبور می‌کردند، ناگهان مکث می‌کردند؛ بعد با دست تصویر را نشان می‌دادند و با صدای کودکانه اسم خواهر یا برادر شهیدشان را صدا می‌زدند. آن صحنه واقعاً بغض‌آلود و دردناک بود.

در میان هیاهوی بازی و خنده‌های کودکانه، لحظه‌هایی شکل می‌گرفت که اشک را در چشم بسیاری از حاضران جمع می‌کرد. کودکانی که شاید هنوز معنای کامل فقدان را نمی‌دانند، اما نام خواهر یا برادر شهیدشان را با صمیمیتی عجیب صدا می‌زدند.

با این حال مربیان رواق کودک تلاش کردند فضای برنامه همچنان سرشار از امید و نشاط باقی بماند. بازی‌ها، نمایش‌ها و برنامه‌های شاد ادامه پیدا کرد و کودکان کم‌کم در فضای کودکانه رواق غرق شدند؛ جایی که قرار بود برای ساعتی، دغدغه‌ها و دلتنگی‌ها رنگ کمرنگ‌تری بگیرد.

در پایان این برنامه نیز به رسم یادبود، هدایای فرهنگی به کودکان خانواده‌های شهدا اهدا شد، هدایایی متبرک از حرم امام رضا (ع) که قرار است یادگار روزی باشد که کودکان میناب در جوار امام مهربانی‌ها بازی کردند، خندیدند و لحظاتی متفاوت را تجربه کردند.

شاید آن روز در رواق کودک، اشک و لبخند بیش از همیشه در کنار هم معنا پیدا کرد، لبخند کودکانی که بازی می‌کردند و اشک‌هایی که با یاد شهدا در چشم‌ها حلقه می‌زد. اما در میان همه این لحظات، یک حقیقت بیش از هر چیز دیگری احساس می‌شد: اینکه حرم امام رضا (ع) همچنان پناه دل‌هایی است که بار سنگین داغ را با خود حمل می‌کنند.


گزارش خطا

ارسال نظرات
captcha
  • پربازدیدترین
  • آخرین اخبار
پخش زنده

تلویزیون اینترنتی آستان نیوز

پویش ها